درباره کتاب بیگانه آلبرکامو

متن مرتبط با «برگشت» در سایت درباره کتاب بیگانه آلبرکامو نوشته شده است

سربازی که به خانه برگشت

  • نیلوبلاگ

    پس از انتظاری دراز، زمانی كه دیگر همه دست از امید شسته بودند، یوهانس به خانه اش بازگشت. یكی از روزهای تیره و تار ماه مارس بود. كلاغها به این سوی و آن سوی پرواز میكردند. به صورت غیر مترقبهای از در وارد شد. هیچ كس انتظار ورودش را نمیكشید.مادرش دوید تا او را در آغوش بكشد و فریاد زد: «خدایا، ای خدای بزرگ!». خواهر و برادر كوچك یوهانس یعنی آنا و پتر نیز از شادی به جنب و جوش در آمده بودند. لحظهای كه ماههای مدید در آرزوی رسیدنش بودند، فرا رسیده بود؛ لحظهای كه بارها آن را در خواب دیده بودند.یوهانس به طرز...

    ادامه مطلب